العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

246

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

و بر آن مهر زده است . اختصاص - جابر جعفى گفت حضرت باقر به من هفتاد هزار حديث آموخت و فرمود به كسى اظهار نكنى . جابر گفت عرضكردم آقا فدايت شوم بار سنگينى بر من نهاده‌اى از اين اسرار كه به من سپردى و فرموده‌اى به كسى نگويم گاهى از اوقات چنان سينه‌ام به جوش مىآيد كه حالت شبيه جنون به من دست ميدهد فرمود هر وقت چنين شد برو به طرف گورستان و گودالى بكن سرت را درون آن گودال قرار بده بگو محمد بن على چنين و چنان گفت « 1 » كافى ج 8 ص 102 - كميت بن زيد اسدى گفت خدمت حضرت باقر عليه السلام رسيدم فرمود به خدا قسم كميت اگر مالى در نزد ما بود به تو ميداديم ولى به تو ميگويم آنچه پيغمبر صلى الله عليه و آله بحسان بن ثابت فرمود ( لن يزال معك روح القدس ما ذببت عنا اهل البيت ) پيوسته روح القدس ترا تائيد كند تا وقتى از ما خانواده دفاع ميكنى . عرضكردم در باره آن دو نفر چه ميگوئى ( ابا بكر و عمر ) امام عليه السلام بالش را دولا كرده به سينه خود چسبانيد . آنگاه فرمود به خدا قسم به اندازه يك حجامت خون اگر ريخته شود و يا مالى بناحق گرفته شود و يا سنگى جابجا گردد به گردن آن دو است . كافى ج 8 ص 210 - ابو بصير گفت من در خدمت حضرت باقر در مسجد نشسته بودم كه داود بن على و سليمان بن خالد و منصور دوانيقى وارد شدند و كنارى از مسجد نشستند . يكى گفت محمد بن على حضرت باقر اينجا نشسته . داود بن على و سليمان بن خالد از جاى حركت نموده خدمت امام آمدند و سلام كردند اما منصور همان جا نشست .

--> ( 1 ) در حديث ديگرى است كه پس از فوت حضرت باقر جابر به حضرت صادق عرض مىكند پدرت 70 هزار حديث به من آموخته و امام صادق را چنين راهنمائى مىكند .